روانکاوی انتقادی-کارن هورنای-درس دوم

روانکاوی انتقادی-کارن هورنای

هورنای نظریه لیبیدوی فرویدی را که ضمیمه‌ای بر نظریه ژنتیک است آن را روانشناسی وراثتی یا ژنتیک می‌خواند و می‌گوید که بایستی روانکاوی ماحصل خود یعنی روانشناسی وراثتی-غریزه‌گرایی را پشت سر بگذارد. اما اگر غرایز و وراثت یعنی قالیچه دو رنگ پر زرق و برق از روانکاوی فرویدی کنار گذاشته شود چه بر سر آن می‌آید؟ هورنای از تفکر مکانیستی تکامل گرایی فروید سخن به میان آورده و آن را در برابر تفکر دیالکتیکی قرار می‌دهد بنابراین از نظر هورنای نگرش تکاملی راستین از نظر دیالکتیکی بر آن است که چیزهایی که امروز وجود دارند در آغاز به همین شکل وجود نداشته‌اند،  بلکه از مراحل قبلی تکامل یافته‌اند. امر نو ممکن است شباهت اندکی به کهنه داشته باشد اما بدون آن غیر قابل تصور است. فروید طرز تفکر  تکامل گرایی را  پذیرفت ولی آن را به رویکرد تکامل گرایی مکانیستی تقلیل داد  بدین صورت که تظاهرات کنونی نه تنها توسط گذشته تعیین می‌شوند بلکه چیزی جز گذشته را در بر ندارند. در روند نگرش تکاملی فروید امر نوعی پدید نمی‌آید بلکه تنها گذشته است به شکلی تغییر یافته.

هورنای برای اثبات این مدعی مثالی آشنا از نگاه مکانیستی و دیالکتیکی را عرضه می‌کند مثلاً در مورد تبدیل آب به بخار پیش انگاشت مکانیسی بر این واقعیت تاکید داشت که بخار همان آب است که به شکل دیگری نمودار شده است در حالی که تفکر دیالکتیکی تاکید دارد که گرچه بخار از آب پدید آمده است اما در این کار کیفیت کاملاً تازه ای گرفته است.
هورنای اضافه می‌کند که از متدولوژی دیالکتیکی علمی هیچ تکرار، یا بازگشت به مراحل قبلی وجود ندارد. هورنای خاطرنشان می‌سازد که برای فروید هیچ چیز تازه‌ای بعد از سن ۵ سالگی در تکامل  ما روی نمی‌دهد و تمامی واکنش‌ها- خصایص و تجربه‌های بعدی باید تکرار واکنش‌ها، خصایص و تجربه‌های کودکی به شمار آیند. عمومی‌ترین بیان تفکر مکانیستی فروید در نظریه ی او از تکرار اجباری است. تاثیر آن را می‌شود درباره تثبیت یا بازگشت- در اصل بی‌زمانی ناخودآگاه و در برداشت او از انتقال دید. این دید  انتقادی به فروید ادعای فوق العاده مهم و موثری علیه فلسفه اساسی فروید است.
حال پرسش این است که اگر روانکاوی از شالوده‌های غریزی-وراثتی و مکانیستی-تکاملی محروم شود چه بر آن می‌گذرد؟
هورنای چنین می‌نویسد: من دریافتم که هرچه بیشتر موضع انتقادی نسبت به عده‌ای از نظریه‌های روانکاوی اتخاذ می‌کردم، به ارزش سازنده ی یافته‌های فروید بیشتر پی می‌بردم. هورنای بر آن نیست که روانکاوی را زیر سوال ببرد بلکه می‌خواهد روانکاوی را قادر سازد تا اوج امکاناتش به تکامل برسد. برای همین نیز پیشنهاد اساسی او چنین است که بیشتر بر عوامل محیطی تاکید شود، تا اینکه رویکرد “جامعه شناختی” – تکاملی جای رویکرد غالب کالبدشناختی-زیست شناختی را بگیرد. هورنای فروید را چنین می‌ستاید:”اصلاح کردن بسیار آسان است اما نابغه‌ای باید تا برای اولین بار چنین امکانی را در ذهن مجسم سازد”. هورنای در میان شیوه‌ها و تکنیک‌های فرویدی، تاویل رویا-تداعی آزاد و پدیده انتقال را آنطور که در موقعیت روانکاو پیش می‌آید را حفظ می‌کند.
نخستین اصل هورنای بر نهاد فرویدی استوار است دایر بر اینکه انسان‌ها به وسیله انگیزش ناخودآگاه سوق داده می‌شوند اما درباره طبیعت انگیزه‌ها با فروید اختلاف نظر دارد.او به جای لیبیدو و محرک‌های پرخاش جویانه غریزی فرویدی دو محرک دیگر که از نظر او تا اندازه‌ای ذاتی و اکتسابی است- یعنی آمیزه‌ای از عوامل زیست شناختی و جامعه شناختی یا فرهنگی است را جایگزین می‌کند. این دو اصل برای هورنای به ترتیب ایمنی و خرسندی است.
کسی نمی‌تواند تمامی خرسندی امیال، نیازها و شور و هیجانات خود را به دست آورد بدون آنکه خطر از سوی دیگران که محرک‌هایشان به این ترتیب تهدید می‌شود را بپذیرد،  یعنی بدون اقدام علیه اوامر و نواهی قانون اجتماعی و اخلاقی با کیفیت‌ها- سرزنش‌ها و محرومیت‌های اجتماعی همراه با آن بدین گونه ایمنی توسط محرک معطوف به خرسندی متناظرش در معرض مخاطره می‌افتد.
در حالی که فروید سوپراگو را به عنوان نیروی واپس زننده قرار داده بود،  هورنای در نظریه و کردار چنین مکانیزمی را نمی‌یافت  وی نیروی واپس زننده را همچون نیروی واپس زده شده می‌نگریست، یعنی اگر هر میل- احساس و نیازی از هر میل- احساس و نیازی را که برای فرد اهمیت حیاتی دارد آن را به مخاطره بندازد می‌تواند واپس زده شود. وی واپس زدن را به عنوان مانع شدن از آگاهی از یک هیجان یا تکانه توصیف می‌کند  که در آن هیجان یا تکانه واپس زده همان اندازه موثر است که پیشتر بود. بدین گونه هورنای نظریه واپس زنی را بدون توسل به نگرش ذات باورانه فروید با محرک‌های  غریزی آن در جهت رابطه با منحرف جنسی- زنا با محارم- پدر کشی نخستین و بدون تابوی ذاتی مربوط به آنها که در سوپراگو(فرامن) جایگزین شده‌اند دوباره می‌سازد  و به جای آنها محرک‌های متضاد را در سوی ایمنی و خرسندی می‌پذیرد. در ادامه هورنای مکانیزمهای دفاعی روانی را که از آنا فروید اخذ می‌کند را بعنوان شکل واکنشی و فرافکنی طبقه‌بندی می‌کند. طی این مکانیزم‌های واکنشی و فرافکن شده، احساسات- هیجانات و امیال در هیئتی مبدل شده به خودآگاه راه می‌یابند،  مثلاً همان گونه که فروید در اشتباهات لُپی، قلم و فراموش کردن و غیره نشان می‌داد. آنها در جامه ی نمادها و تصویرهای دیگرگون خود را در خودآگاهی ظاهر می‌کنند. حال جریان مقاومت نیز چنین سویه‌ای به خود می‌گیرد و مهم‌تر اینکه انگیزش‌های ناخودآگاه بدان سبب ناخودآگاه می‌مانند که ما به آگاه نشدن از آنها خرسندیم. و هر احساس و نیاز برای عیان کردن خود با مقاومتی بی‌رحمانه مواجه می‌شود.
هدف روانکاوی تحلیلی هورنای مانند فروید عریان کردن درام ناخودآگاه یعنی آوردن آن به خودآگاهی است. وقتی تعارضات درونی به حد افراط می‌رسند انرژی کسی که درگیر آنهاست در کوشش به منظور حفظ دفاع‌های زودگذر مصرف می‌شود. تحلیل آوردن درام ناخودآگاه به خودآگاه می‌تواند تنش‌های متعارض را امکان‌پذیر ساخته و از شدت دفاع‌ها بکاهد و بدین وسیله انرژی را که قبلاً برای نگهداری دفاع به مصرف می‌رسید را آزاد سازد تا بتواند در عوض در زندگانی خلاق به مصرف برسد.
حال روانکاو چگونه “روندهای ناخودآگاه را به خودآگاهی می‌آورد”؟
هورنای می‌گوید که ابزارها و تکنیک‌هایی که روانکاو در طی کار با آنها عمل می‌کند تا حد زیادی همان‌هایی هستند که فروید به ما آموخته است. در میان این تکنیک‌ها وی همچون فروید از تاویل رویا به عنوان شاهراه رسیدن به ناخودآگاه بیمار، از تداعیهای آزاد و تفسیر به عنوان وسیله‌ای برای آوردن ناخودآگاه به خودآگاه سخن می‌گوید؛ از انتقال که در آن اصل عمومی آن است که هرچه مقاومت بیشتر نشان داده شود، تحلیلگر به تکانه‌ها، واپس زنی‌ها و دفاع‌های مهم ناخودآگاه نزدیک‌تر است؛ بالاخره از مشاهده محتوا و توالی گفته‌های بیمار همراه با مشاهدات رفتار او- حرکات- لحن صدا و مانند آنها صحبت کرده و اظهار می‌دارد که این‌ها استنباط‌هایی را درباره روندهای بنیادین امکان‌پذیر می‌سازند.

در واقع این تکنیک‌ها که توسط فروید تکامل یافته‌اند و به نظر هورنای نیز ابزارهای روش شناختی اساسی است که درمان روانکاوانه را تشکیل می‌دهند.
تفسیر نمادها جزء جدایی‌ناپذیر تکنیک روانکاوی است. در این زمینه فروید وجود یک زبان ابتدایی، زبان نمادین به طور زیست شناختی ذاتی را  پیش فرض قرار می‌داد که از انسان بدوی به روزگاران قبیله‌ای به ارث رسیده در ناخودآگاه نژادی هر کس وجود دارد. پس این زبان نمادین قدیمی چهره‌های مبدلی برای تکانه‌ها و آرزوهای واپس زده تشکیل داد تا با آن چهره‌های مبدل در رویاها،  یا تداعی‌های آزاد غیر ارادی،  پدیده‌های انتقال،  غیر آگاهانه و اشتباهات لُپی نمودار شوند. بدین ترتیب ترجمان زبان نمادین بر طبق ترجمه‌های کلیشه شده تصاویر ذهنی مهم‌ترین عنصر را در آوردن مصالح ناخودآگاه به خوداگاهی را تشکیل می‌دهد. هورنای از این متدولوژی فرویدی فقط مفهوم زبان نمادین موروثی باستانی را رد می‌کند. برای او نمادها معنایی که به طور فرهنگی تعیین شده است دارند- یک نهاد ناخودآگاه میل دارد که برای همه مردمی که در یک فرهنگ مفروض زندگی می‌کنند عمومی باشد. بدین گونه ترجمه ی نمادها محتوایش حفظ شد اما شکل آن تغییر یافت.

***

اما در آخر کار و در بررسی گفتمان کارن هورنای با دو گرایش متناقض مواجه می‌شویم:

در حالی که او ناقد نظریه‌های غریزی، فلسفه مکانیستی- ژنتیکی فروید است و در عوض عوامل فرهنگی- محیطی و اجتماعی را پیش می‌کشد اما وی به ناگهان وظیفه اصلاح روانکاوی را منهای از پیش تعیین کنندگی‌های لیبیدو و کودکی می‌پذیرد. در حالی که وی از عوامل فرهنگی سخن می‌گوید با این همه به تاکید فروید بر پویایی درون-روانی برمی‌گردد که در آن انگیزش عاطفی ناخودآگاه مستقل از تعیین کنندگی‌های فرهنگی محرک انسان است. اگر او گرایش نخست را دنبال می‌کرد و روان را در رابطه پویایش با محیط اجتماعی می‌نگریست، در این صورت وظیفه،  دیگر وظیفه فرویدی یعنی ناخودآگاه خودت را بشناس، نمی بود بلکه خودت و جهان خارج مشتمل بر جامعه و رابطه‌ات با آن را بشناس، می‌شد. و مسئله دیگر این نبود که چگونه روندهای ناخودآگاه را می‌توان به خودآگاه آورد  بلکه چنین می‌شد؛ که چگونه می‌توان شناخت از انسان و محیط را برای تطبیق بهتر محیط برای برآوردن نیازها، مصلحت‌ها و آرزوهای انسان افزایش داد – می‌گشت. در این صورت تاکید نه بر تفسیر ذهنی رویاها- تداعی‌های غیر ارادی یا اشتباهات لپی و قلمی بلکه برشناختی که به کمک شیوه‌های عینی دانش،  طبیعی و اجتماعی به دست می‌آید، می بود.

 

 

1403-07-24

رامین قلی وند

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا