دیالکتیک رویا

– تحقق آرزو و ترمیم:

هر رویایی دو کارکرد عمده دارد؛ کارکرد اول رویا مقابل آن چیزی است که در روزمرگی از دست داده ایم یا نسبت به دست آوردن چیزی نا-کام مانده ایم، اینجا میلی “سرکوب یا واپس رانده شده است” و رویا قصد تحقق آرزو را دارد یعنی رویا می خواهد دوباره ما را کام-یاب کند.
دومین کارکرد رویا در مقابل، “آسیب ها، تروماها و زخم هایی” است که نه از دست رفته بلکه بر ما وارد شده است، اینجا “مکانیزم سرکوب” رخ نداده بلکه مکانیزم سرکوب غایب مانده است. مثلا زمانی که می گوییم این درد بایستی “التیام” پیدا کند – اینجا رویا در پی “تسهیل، تعدیل و یا ترمیم” رویاست.تحقق رویا به معنای رها شدن از امر سرکوب شده در رویاست اما رویاهای پس از آسیب که در آنها اشخاص بصورت تکراری رویدادهای دردآور یا هراس انگیز را می بینند، رویا تلاشی می شود برای چیرگی بر محرک های روانی که زندگی ارگانیسم را تهدید می کنند اینجا رویاها جهت “ترمیم” زخم و آسیب ها هستند نه “تحقق آرزو”.

-نسبی و مطلق گرایی در رویا:

خاصیت رویا کمال گرایی است و بایستی روایتش از زندگی را در خود رویا اتمام ببخشد، برعکس زندگی که روایتش نسبی است. ما می دانیم که روز آتی نیز خواهد آمد و زندگی ادامه خواهد داشت اما در خواب، هر رویا یک زندگی کاملی را ایفا کرده و آن را به اتمام می رساند-برای رویا آینده ای وجود ندارد-هر آن چیزی که در رویا هست آن را به اکنون می آورد برای همین نیز رویا می تواند مکان-زمان متفاوت را به هم گره بزند. رویا با کمال گرایی، ایده کامل بودن و برآوردن هر ناممکنی، رنج ناتمام زندگانی را تعدیل و به اتمام می رساند. اگر زندگی واقعیتش سراسر رنج است، امکان دیگری برای ترمیم و تعدیل این رنج، رویاست. جمع ضدینی که در آن امر واقع و امر لذت روی هم می افتند و به وحدت می رسند. هر آن چیزی که در رویا تحقق می یابد همان نیز رویا را کامل می کند.
یگانه تفاوت کارکرد روانی بین خواب و بیداری این است که در زندگی، ما تنها بخشی از خواسته هایمان را می توانیم برآورده کنیم، اما رویا باقی مانده خواسته های روز را نیز می تواند به اتمام برساند. این ویژگی کیفی عملکرد انسان نرمال در خواب و بیداری است. انسان میل ورز نمی تواند میلش را از دست بدهد یا میلش را کامل بدست آورد، چرا که آن موقع خود رویا از دست می رود.باید چیزی برای تحقق بخشی برای رویا باقی بماند، نه برای زندگی. این تعادل ممکن به امکان های انسان نوروتیک است، اما انسانی که میلش را از دست داده است رویای خود را نیز از دست خواهد داد. یگانه شیوه ی تحقق بصورت امر مطلق در رویا اتفاق می افتد و انسان را در زندگی میل ورزی نا-کام باقی می گذارد.
همینطور است که رویا فردیت را می پروراند- خودبین است، چرا که رویا نیازهای اجتماعی و اخلاق اجتماعی و غیره را به نفع اصل لذت برآورده می کند. همانطور از این خصیصه رویا این واقعیت استنباط می شود که زندگی اجتماعی نیز در روز برای تعادل رسیدن امر روانی، امر واقع را بر امر لذت تقدم می بخشد.
شکل کمال گرایی و تمامیت خواهی رویا جوهره خود رویاست نه اینکه رویا بعنوان کارکردی تحقق آفرین آن را تولید کند. پیوند نسبی در زندگی با پیوند مطلق در رویا و آفرینش این ناهمخوانی است که ساختار گرایی جدید روانی را انتظام می بخشد. ساختارهای درون روانی در رویا و برون روانی در زندگی. مثلا اگر موضوعیت اخلاقی با سوپراگوی قوی در زندگی همراه باشد، رویا با در آوردن اخلاق مطلق نگری بصورت نسبی از اخلاق، آن را برای فرد وسواسی متعادل می کند. یعنی رویا این بار می تواند به جای مطلق گرایی-معکوسِ آن را برای رها شدن از سرکوب برآورده کند.

-اعمال( پیشین و پسین در) رویا:

روش استعلایی کانت نشان می دهد هر حکمی که پیشین نباشد، پسین است. بطور مثال این حکم که 2+2=4 است قبل از ما وجود دارد و ما این حکم را با آموختن و تفکر یاد نمی گیریم، یا زبان مادری را می آموزیم بدون آنکه گرامر زبان را بدانیم اما گرامر درون زبان ما جاری و ساری است. از نظر فروید برخی افکار و نشانگان نیز چنین هستند:

ما برخی از” افکارمان” را به ارث می بریم و “یادهایی از آنچه نیاکانمان تجربه کردند”در خود داریم یا اینکه “یک تصویر بزرگتر و مشترک وجود دارد که جزء جدانشدنی ارتباطات سمبلیک بین انسانهاست و انسانها آن را با آموختن کسب نمی کنند

اما احکام پسین بودن قائم به احکام دیگر در وصف تجربه ها یا ارتسامات ادراکی است. مثلا اینکه بگویم غم، گریه دارد-شادی، گریه دارد، یک حکم پسینی ارایه کردم زیرا وصف بعضی تجربه های جزئی و ادراکات قابل مشاهده مانند گریه، شادی و غم از آن لازم می آید.

بدین منوال می شود گفت که غرایز و حسیات، احکام پیشینی هستند و سوپرایگو و ایگویی که خود را بعد از مرحله ی آیینگی ادراک می کند، احکام پسینی هستند.
به موجب احکامِ پیشینیِ غریزه، سوپراگو شکل می گیرد و از دل حسیات، ادراکات درونی بوجود می آید. یعنی اگر حس، کارکردی بیرونی دارد در عین حال ادراکات کارکردی درونی دارند. مثلا حس بعنوان داده های بیرونی یک غذا را – از طریق حس چشایی – از بیرون به درون می فرستد اما ادراک خشم-منقلب شدن، از درون به بیرون با منقبض شدن-گشودگی و فراخنایی حسیات خود را نشان می دهد.بنابراین حسیات رشد نمی کنند اما ادراکات در مواجهه با سوژه های تجربی شکل می گیرند. مثلا کسی که عشق یا شکست عشقی را ادراک کرده است نمی تواند ادراک درونی اش را به کودکی ۳ ساله توضیح دهد. حسیات جنبه بیرونی دریافت ها و ادراکات جنبه ی درونی دریافت ها را سامان می بخشند.
بدین صورت مفاهیم نیز به شکل پسینی از ادراکات انتزاع می شوند. ما با حس ۵ گانه بدنیا می آییم و این حس ها در بزرگسالی نیز همان هستند که در کودکی بودند و چیزی که در این میان تغییر می کند ادراکات هستند. با توسعه یافتن ادراکات، منعیات-عقاید-قانون، مفاهیم اخلاقی و غیره نیز توسعه می یابند. این مفاهیم جدید با خواستگاه بدنی و پیشینی نمی تواند خود را کاملاسازگار کند، مخصوصا با خواستگاه ایگو. ایگویی که غریزی است و با توسعه یافتن ایگو ساحتی دوگانه به خود می گیرد.ایگویی که ناخوداگاه است و ایگویی که خوداگاه است.

-کارکرد (باور در) رویا:

ادراکات، مفاهیم و باورهای ما در بزرگسالی وارد رویاهایمان می شوند، مثلا اگر در رویا آتش می بینم این آتش نسبت به ادراکات من تاویل پیدا می کنند نسبت به اینکه مثلا با دیدن آتش حس هیجان، ترس و حصر قلبی یا هر حس دیگری باعث می شود خود ادراکات حسی را به آن تاویل، ضمیمه کنیم. خواهش های پیشینیِ غریزی و حسی در مقابل ادراکات پسینی و باورها، در رویاهایمان جمع می شوند تا تضادها را حل و فصل کنند یعنی رویا این تضاد را تسهیل کند. برآورده شدن آرزو برای کودکی سرراست است اما در بزرگسالی رویاها روز به روز بیشتر از قبل محصول مشترک دو نیروی متضاد قرار می گیرند. آرزوهایی از دوران کودکی که در تلاش برای کسب ارضا شدن هستند و از طرف دیگر وجود نیروهای سانسور کننده.
هیئت سانسور باید نسبت به باورها، امیدها، ارزش های رویاپردازی حساس باشد. هدف سانسور این است که کارکرد رویا را از تشخیص تضاد بین دو دیدگاه بزرگسالی و آرزوی کودکی برای ارضای میل، باز دارد. فروید اذعان می داشت که کارکرد ایگوی در حال خواب عبارت است از نوعی حل تعارض به قصد برآوردن مطالبات اید و سوپرایگو حال روانشناسی ایگو از این نگاه فرویدی به رویا بر اهمیت محتوای آشکار رویا تاکید کرده و رویا را برساخته ایگو شمردند. اما چیزی که از دید روانشناسی ایگو ناکامل می ماند در عمل-رویایی نهفته است که در آن سانسور و سرکوب یک چیز هستند اما در توپولوژی متفاوت و با دو کارکرد یکسان، اگوی درونی را در رویا “سانسور” به عهده میگیرد و “سرکوب” را اگوی بیرونی.

دوگانگی کاراکتر-روایت:

در رویاها، کاراکتر می تواند خصوصیات خود رویابین را به تصویر بکشد چرا که ما برای دیگری رویا نمی بینیم بلکه درباره خودمان رویا می بینیم. با اضافه شدن کاراکترها تفسیر رویا به مراتب می تواند دشوار تر شود، اما همچنان رویا به یک موضوع و هسته اصلی برمی گردد که رویا را “حامل یک پیغام ویژه” می کند. در رویا و در فرایند ادغام شدن، چند شکل یا چند کاراکتر می تواند روی هم بیافتد و رویا را فشرده کند اما در رویاهایی که کاراکتر زیاد است جُدایش اتفاق می افتد. مثلا ما رویایی می بینیم که یک نفر شبیه به پدرمان است اما از نظر جوان بودنش نمی تواند کاملا پدر باشد و با تداعی متوجه می شویم شبیه عمویمان نیز هست. اینجا دو نفر در قالب یک فرد فشرده شده یا روی هم افتاده است و اکثرا اینجا یک مشابهت کاراکتری وجود دارد اما وقتی دو کاراکتر پدر و عمو در رویا جداگانه به تصویر کشیده می شوند، اینجا از یک موضوع تاویلیِ کاملا همسان روبرو نیستیم.
دوم؛ هر رویا روایتی دارد و این روایت بایستی کامل شود، اصولا برآورده شدن رویا نیز از این قسم تاویل است. یعنی روایت رویا تا آنجا است که به منزلگاه “تحقق آرزو و ترمیم” برسد. دوگانگی کاراکتر-روایت نه تنها در رویا بلکه در تمام جوانب زندگی – در رمان، فیلم، بازی ها و غیره وجود دارد. مثلا ویژگی برجسته کاراکترگرایی در آثار شکسپیر، مخصوصا ویژگی تک کاراکتری آن در مقابل دو کاراکتری بودن برخی رمان های دیگر را در نظر آورید؛ مانند زوربای یونانی. و محتوای روایی برخی رمانها مثلا در رمان صد سال تنهایی اثر مارکز.

تعدد کاراکترها در کتاب صد سال تنهایی در خدمت خودِ سبک رئالیسم جادویی است نه اینکه کاراکتری را جادویی کند به همین دلیل هر رویا یا داستانی، کاراکتری دارد هر چند که کاراکتر تنها خود رویا بین باشد و باز هر رویا روایتی دارد- هر چند که روایتی کوتاه داشته باشد. بحث تقدم بین کاراکتر و روایت است.

رامین قلی وند/۲۸-۰۹-۱۴۰۳

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا